__________________________________

 

نشناخمتم خودم و

 

سال هاس....

"روح بزرگ وار من دلگیرم از حجاب تو

شکل کدوم حقیقته چهره ی بی نقاب تو"

اسم من و از من بگیر

__________________________________

کفرنامه2

صد بار دیگر گر بیست و سال در زندگی فشرده شوم

سوگند به ساران سرما زده

ب سیستم های آدیاباتیک ایمان نیاورم

دست در دست سرنوشتی که هیچ وقت اعتقاد ندارم

از سر می ینویسم نقطه را

سر و تهش چیست مگر همان نقطه

ماییم و به صفر میل کرده ایم در زمان

باز هم دلیل نیستی ما و هستیش نیست؟

هستی..

این ست هستی ما و

سیستم عللی اصغری کهکشانش

اصغر و و اکبری که کشته شدند به کدام گناه؟

روزی مردی خواهد آمد

نیمی از جهان در استخر خون

حیف و صد دریغ که آن هم

جوابی نیست

حتی برای کفشهای آدیداس خونینش

هه....

کفش هایی

کهکشانی

اصغر و اکبر

.

.

.

ساکت 

هییییییییییییییس

پ.ن:نظرات احتمالی صرفا برای خود اشخاص محترم ست.

کفرنامه1

خدایا هرچه کردی کردی

هرچه که دادی هه...

خدا ...

خدا که بد نمی دهد ما بد می دهیم

هر چه که می شود بشود که ما شده ایم.

سنگ بت پرست...

پر است. هیییی تو...

عادت کرده ام.

وااااااااااای عادت که از ما نیس

کفر شرک عصیان مرتد

از ما نیست.

هر حرف هزار بار ناگفته

هر خط هزار بار خط خورده

هیییییییییس

سکوت.

هر چه را کردی کردی

هر چه را گفته کردی

پ.ن:به دلیل حال نداشتن در تایپ ویلگول نظرات برای خودتان ههههههه!!!