صد بار دیگر گر بیست و سال در زندگی فشرده شوم

سوگند به ساران سرما زده

ب سیستم های آدیاباتیک ایمان نیاورم

دست در دست سرنوشتی که هیچ وقت اعتقاد ندارم

از سر می ینویسم نقطه را

سر و تهش چیست مگر همان نقطه

ماییم و به صفر میل کرده ایم در زمان

باز هم دلیل نیستی ما و هستیش نیست؟

هستی..

این ست هستی ما و

سیستم عللی اصغری کهکشانش

اصغر و و اکبری که کشته شدند به کدام گناه؟

روزی مردی خواهد آمد

نیمی از جهان در استخر خون

حیف و صد دریغ که آن هم

جوابی نیست

حتی برای کفشهای آدیداس خونینش

هه....

کفش هایی

کهکشانی

اصغر و اکبر

.

.

.

ساکت 

هییییییییییییییس

پ.ن:نظرات احتمالی صرفا برای خود اشخاص محترم ست.