کفرنامه2
صد بار دیگر گر بیست و سال در زندگی فشرده شوم
سوگند به ساران سرما زده
ب سیستم های آدیاباتیک ایمان نیاورم
دست در دست سرنوشتی که هیچ وقت اعتقاد ندارم
از سر می ینویسم نقطه را
سر و تهش چیست مگر همان نقطه
ماییم و به صفر میل کرده ایم در زمان
باز هم دلیل نیستی ما و هستیش نیست؟
هستی..
این ست هستی ما و
سیستم عللی اصغری کهکشانش
اصغر و و اکبری که کشته شدند به کدام گناه؟
روزی مردی خواهد آمد
نیمی از جهان در استخر خون
حیف و صد دریغ که آن هم
جوابی نیست
حتی برای کفشهای آدیداس خونینش
هه....
کفش هایی
کهکشانی
اصغر و اکبر
.
.
.
ساکت
هییییییییییییییس
پ.ن:نظرات احتمالی صرفا برای خود اشخاص محترم ست.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 13:50 توسط امین
|
بر لبانم قفل خاموشی زدند