باید پاک کنم
باید پاک کنم دستامو که پر از گناه
باید پاک کنم ...
دستامو بالا بگیرم و بارون بیاد تا دستام پاک شه
باید دور و برمو پاک کنم که پر از حیوون های انسان نما
دو دره باز هایی که رفیقن
باید فکرمو پاک کنم پاک پاک
همه افکار همه خیال ها همه آرزو ها همه دروغ ها همه همه
باید تهی بشم از نو پر بشم اما...
اما فکری هست تو ذهنم که پاک نمیشه
اما فکر تو هست که از ذهنم پاک نیمشه...
تو ای تنها دلیل زندگی چطوری تو رو پاک کنم ...
که اگه تو نباشی من از صحنه روزگار محو می شم
دنیا پاک میشه از شر لجن ها
نباید دنیا این قدر پاک باشه
که اگه همه مثل تو باشن تو این دنیا
دنیا قدرتو نمی دونه
پس من باید باشم تو منو پاک کنی
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 12:53 توسط امین
|
بر لبانم قفل خاموشی زدند