عشق بی ایمان یک جوشش غریزی کور است و کشش ، نیازی که طبیعت بر ساختمان آدمی تحمیل کرده است . ایمان بی عشق ، اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان ، اسارت در خود . ایمان بی عشق یک تعصب کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب . عشق بی ایمان ، های و هویی است برای هیچ و عطشی به سوی سراب و شتابی دیوانه وار به سوی فریب و دروغی که آن را نمی شناسی مگر به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت چیزی بر جا نمی ماند ، عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد ، نیست می گردد . این عشق با وصال پایان می گیرد و آن عشق با وصال آغاز و ... ( دکتر علی شریعتی )