باز هم منم همچنان تنها از تو می نویسم

پاکت سیگار روی میز همچنان نقش قلم را بر کاغذ دنبال می کند

زیر نور شمع یا چراغ چه فرقی دارد

به من چشمکی می زند که دوباره قلم را رها کنم و بکشم

ردیف های آن را نگاه می کنم و ردیف  های شعر نویی که برای تو نوشته ام

چرا بی کارم بر می دارم و می کشم

به تو فکر می کنم نه به آن

به آن لحظه که تو مرا از آن خود بدانی

بدانی که منم هیچ کس را از آن خود نمی دانم

نمی دانم بر می دارم و می کشم

می کشم دوباره کوله بار سنگین حرف هایم را بر دوش تا سبک ترش کنم

با خطی نقشی روی کاغذ

سینه کاغذ می سوزد از درد

می سوزد و من حرارت آن را احساس می کنم

در دستم

دوباره به سیگار ها نگاه می کنم که لبخند تلخی به من می زنند

به دستم نگاه می کنم که حرارت سیگار بوده انگار

نه کاغذ نه حرف هایم نه آن شعر نو

دوباره بر می دارم و می کشم خطی روی افکارم

بیا تو هم بکش سیگار نه....

قلم بر دار و بکش خطی روی افکارم