"هر انسانی سنگی بر گور پدرش است"

                                                      (فقفیقاع بنی)

من و خدا بچه نداریم خودم را خوب می دانم

ولی خدا را....

راستی می گویند "ولم  یولد"

و می گویند بنام پدر مادر  و روح القدس

بازم  نمی دانم اینجا تنهایم یا ...

خدا را ندیدم ولی شنیدم  که اسرار دارند که یکتاست

من هم قبول می کنم

باز هم کافر شدم به یگانگیم

یگانگی را له نمی کنم

فقط می شمارم که چقدر فاصله است

موذن می گوید خدا بزرگ است

نمی دانم چند سنگ بر گورش می خواهد

انگار  خیلی نیاز دارد

باز هم کافر شدم

کفرم را در هاون می کوبم مغزم را محکم

محکم  به قلم فشار می دهم تا این خط بماند تا ابد

چه کسی سنگ بر گورم می گذارد