احمدی نژاد در شب اول قبر
احمدی نژاد در شب اول قبر بعد از مواجهه شدن با فرشتگان در خصوص سوال و جواب های ایشان چنین گفت:
علیرغم ارادت قبلی که به شما دارم اما شما معلوم نیست زن هستید یا مرد؟ شما اصلا غذا نمی خورید چگونه زنده اید؟آیا خود خدا به شما گفته سوال کنید؟ من حکم شما را ندیدم فرشتگان وی را سریعا به سوی عرش بردند .
در ابتدا پیامبران و معصومین آمدند ، احمدی نژاد خطاب به موسی گفت با علاقه ای که به شما دارم شما هنوز موضوع عصا را روشن نکردی؟ دلیل طرفداری موساد از شما چیست؟
سپس رو به عیسی کرد و عکسی از جیبش دراورد و از حضرتش پرسید: اون خانم بالاخره نسبتش با شما چی شد؟
بگم؟ بگم؟
در این هنگام حضرت محمد پیش آمد تا به او بگوید ساکت باش که به او گفت سلام ، راستی شما ثروت خدیجه را چی کا رکردی؟
من شما را دوست دارم ولی رابطه عموی شما با ابو سفیان هنوز مشخص نیست؟ پدر بزرگ شما که کلیدهای کعبه دستش بوده از کجا معلوم چیزی جابجا نکرده باشد؟
سپس رو به ائمه کرد وگفت من قلبا به شما علاقه دارم ولی شماها هم چیزهایی دارید که باید مشخص شود، مثلا آقای باقر و صادق شما ها پول تحصیل از کجا آوردید؟
آقای کاظم شما چی شد که این همه سال به زندان افتاده بودی؟
آقای مهدی شما تا حالا کجا بودی؟
ناگهان عرش به صدا در آمد و خدا نهیب زد ای بنده نا خلف چه می گویی؟
احمدی نژاد رو به خدا گفت: شرمنده من به شما خیلی علاقه دارم ولی سر قضیه مریم شما خودت پایتان گیر است!
بر لبانم قفل خاموشی زدند