لعنت
تقدیم به بچه های مکانیک( علی اصفهان, مبین یغماطلب و چند سبک مغز دیگر)
وقتی به من نگاه می کنی به تنها چیزی که فکر می کنم زمان است
که ایستاده دوباره
که کی زمانش می رسد که یخ زبانم آب شود
از حرارت نگاهت
وقتی حرف ها تمام می شود قبل از هر وداع
من دلم به حال حرف هایی می سوزد که نگفته تمام شده اند
وقتی حرف های نگفته را جلو یم می چینم
تنها چیزی که مسخره است یخ زبانم است
وقتی یخ زبانم اب شود تنها چیزی که غم انگیز است
نگاهت است که از من گرفته می شود
به خودم می گویم
.
.
لعنت به شیگلی با آن طراحی مسخره اش به آن کتاب ۲۵ کیلوییه چندش انگیزش
لعنت به معیار سودربرگ که در آن شکست حتمی است حتی در عشق
لعنت به دینامیکی که به من می گوید تا نیرویی نباشد حرکتی نیست
لعنت به لانگر که دلخوشکنک است
لعنت به مقاومتی که در ان فقط ظاهر را می بینند
لعنت به تک تک مسائل سیالات
و به هر چیز دروغ دیگر
.
.
لعنت....
بر لبانم قفل خاموشی زدند