امان از نا تمام تو امان از نا تمام من
شهریار قنبری
تمام عمر فکر می کردم که فقط خدا یکی ست
همه چیز دو تا بود در خیالم
تمام فکرم این بود که چقدر مسخره ست یک بودن
تمام باورم این بود که یک در انتها تنها می ماند
در حالی که خیلی چیز ها یک است
در حالی که همه چیز یا یک است یا هیچ
در حالی که یک بودن و توهم دو بودن مسخره تر ست
در حالی که دو از همه تنها تر است
در حالی که یک از حالا هم تنها ست
من یک بودم و تو دو بودی
چقدر احمق بودم که می پنداشتم
۱+۲=۲
امان از این فکر
امان از دو
امان از تمامی که دنبال تمامش می گردد
+ نوشته شده در شنبه چهارم دی ۱۳۸۹ ساعت 3:4 توسط امین
|
بر لبانم قفل خاموشی زدند